كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

اگر صاحب مال به كاسبى مالى بدهد و بگويد كه در دو سهم آن تصرف كن و يك سوم آن امانت باشد در ذمّه، پس اگر دومى بعد از زمانى در آن يك سوم هم تصرف كند و آن را نزد شخصى وديعه بگذارد و آن شخص انكار نمايد آيا صاحب مال هم در خسارت شريك است؟

از سؤال چنان در مى آيد كه ثلث مال امانت است در دست آنى كه در اول تحويل گرفته است و اگر وديعه گذاشتن نزد شخص سوم خيانت در امانت باشد و يا مخالف شرط مالك باشد واجب است كه از عهده آن بر آيد ولى اگر تفريط نباشد و در آن با مالك مخالفت نكند، ضامن نمى باشد.

تعريف لهو حرام از نظر شرعى چيست اميدواريم قاعده اى بر اين و هم چنين حدّ طرب حرام را بيان فرمائيد؟

لهو حرام هر آن چيزيست كه ساختار آن بر خوش گذرانى لهوى است كه انسان را از موقعيت جدّى و واقعيّت فعلى خارج مى كند و بسوى عبثى كه مبنى بر توجه به باطن نفس و بيدار كردن غريزه هاى آن و تحريك احساسات آن با نواختن موسيقى مى كند، تا رغبت آن را در زياد كردن شادمانى و غمگينى و فخر و دلدادگى و غير از آنها را بر طبق خواسته هايشان اشباع نمايد،و اما طرب آنهم حالت نفسانى است كه از بكار بردن آلات لهو بوجود مى آيد به طورى كه به سبك سرى روح منجر مى شود و آن را به هماهنگى غرايز مى كشاند و ميل آن را در زياد نمودن شادمانى و غمگينى و عشق ورزى و غير از اينها كه گذشت سيراب مى نمايد.

دختر علويّه ادعّا مى كند كه پدرش در خرج كردن به خانواده اش كوتاهى مى كند و وضع ما بدانجا كشيده كه در جلو مسجدها دست نياز به مردم باز كنيم تا پولى بدست آورده و خرج زندگى نمائيم، و حتّى اهل منطقه شناختشان از اين سيّد اين است كه او ثروتمند است ولى به خانواده اش بخيل است، آيا جايز است بر او بر فرض اينكه نفقه به خانواده اش بدهد از حق سادات بدهد، و در فرض اينكه پدر ادعّا مى كند كه آنكه بر او واجب است لباس و خوراك است و دادن ديگر چيزهائى كه اختصاص به زنان دارد مثلا و هم چنين پول جيبى دادن كه در عرف مرسوم است به او لازم نيست بدهد، و در مفروض سئوال اگر به پدر لازم باشد كه اين لوازمات را بدهد چونكه وضع فعلى و عادت و عرف بر اين جارى شده است در اين صورت تكليف اولاد چيست؟ آيا به زن و يا يكى از فرزندان جايز است در پشت سر آن و بدون رضايت آن از مال آن بردارند تا در مخارج خودشان صرف نمايند؟

ظاهر اينست كه به پدر اين مخارج اضافى واجب نيست، و بر آنها جايز نيست كه از مال آن بدون اطلاع آن بردارند، و جايز است حق سادات را بر آنها بدهند در صورتى كه عاجز از كسب كردن باشند و يا كسب مناسب شأنشان نباشد.

ماهيانه اى ارتشى و يا كارمند شركتى را اگر خودش تحويل نگيرد بلكه حواله به حساب پس اندازش در بانك دولتى يا ملى نمايد آيا با رسيدن سر سال بر آن خمس واجب مى شود؟

ماهيانه اى حكومت را اگر خودش نگيرد و حكم و وظيفه مجهول المالك بر آن جارى نشود منفعت حساب نمى شود، و در آن خمس واجب نيست خواه آن را حكومت به حساب بانك دولتى و يا ملّى واريز كند و يا نكند امّا ماهيانه اى شركتهاى ملّى آن تنها با صاحب حق شدن به آن با شرايطش خمس واجب مى شود و تفاوت نمى كند كه بانك دولتى حواله نمايد و يا به بانك غير دولتى حواله كند، بلكه اگر حواله به اجازه اى او نباشد شركت بريئى الذّمه نمى شود، و اگر حواله با اذن او باشد او را در غير مؤنه و مخارج گذاشته است خمس از او ساقط نمى شود.